کارنامه و زندگینامه سرجو لئونه خالق ژانر وسترن اسپاگتی

0 ۳۸

سرجو لئونه کارگردان، تهیه کننده و فیلمنامه نویس ایتالیایی متولد سوم ژانویه بود.

از لئونه به عنوان فیلم سازی یاد می شود که سینمای وسترن را حیاتی دوباره بخشید.

نقش سرجو لئونه بر سینمای پس از خود به قدری وسیع و شگرف بوده است که امروزه الگوبرداری از او بسیار متداول و فراگیر شده است.

برای دیدن تأثیرات او نیاز به تخصص خاصی نیست، فقط کافی است یکی از فیلم هایش را ببینید!

اینکه فیلم سازی به این بزرگی حتی نامزد جایزه اسکار نشده است بدون تردید تاریک ترین نقطه در کارنامه آکادمی اسکار است.

سرجو لئونه

سرجو لئونه را ایجادکننده ژانر وسترن اسپاگتی می دانند.

لئونه در 3 ژانویه 1929 در شهر رم به دنیا آمد. او فرزند کارگردان ایتالیایی روبرتو روبرتی با نام اصلی وینچنزو لئونه و بازیگر سینما ادویچ والکرنگی بود.

کودکی و نوجوانی لئونه هم زمان با ظهور فاشیسم و جنگ جهانی دوم بود که البته برای خانوادهٔ او که اهل هنر و سینما بودند روزگار سختی بوده است.

سرجو در دوران مدرسه برای مدتی با انیو موریکونه آهنگساز بعضی از کارهای خود همکلاس بود.

پس از مشاهده کار پدرش در مجموعه های فیلم، او حرفه خود را در صنعت فیلم در سن 18سالگی پس از ترک تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه آغاز کرد.

سپس کار در سینمای ایتالیا را به عنوان دستیار ویتوریو دسیکا در فیلم دزد دوچرخه در سال 1948 ادامه داد و نوشتن فیلمنامه را در طول دهه 1950، ابتدا با فیلمنامه شمشیر و صندل که نوعی از حماسه تاریخی رایج در آن زمان بود را آغاز نمود.

او همچنین به عنوان دستیار کارگردان در چندین فیلم بین المللی در مقیاس بزرگ با تهیه کنندگی استودیو چینه چیتا در رم، مانند کجا می روی (1951) و بن هور (1959)، که از لحاظ مالی توسط استودیوهای آمریکایی حمایت می شد، شرکت داشت.

آغاز فیلمسازی سرجیو لئونی

هنگامی که ماریو بونارد کارگردان فیلم آخرین روزهای پمپئی به ایتالیایی (Gli Ultimi Giorni di Pompei) با بازی استیو ریوز بیمار شد، از سرجو خواسته شد که فیلم را ادامه داده و تکمیل کند در نتیجه وقتی زمان آن رسید که او اولین فیلم مستقل خود بنام غول رودس (۱۹۶۱) را تولید کند، توانست آن را با بودجه ای کمتر از فیلم های هالیوود بسازد.

زندگینامه سرجو لئونه

اوج دوران وسترن سازی در هالیوود به دهه چهل و پنجاه بازمی گردد و از اواخر دهه پنجاه – بعد از فیلم های ستایش شده ای چون «ریوبراوو» ساخته هاوارد هاکس و «جویندگان» ساخته جان فورد– رفته رفته دوران طلایی غرب وحشی در سینما رو به افول گذاشت تا این که با ظهور پدیده ای به نام سرجو لئونه و سه گانه دلار نه تنها شماری از پرفروش ترین فیلم های وسترن تاریخ سینما شکل گرفت، بلکه بداعت ها و جسارت های لئونه در روایت و تکنیک، این فیلم ها را به کلاس درس سینما بدل کرد.

زندگینامه سرجیو لئونه

با ساخت سه گانه لئونه  «به خاطر یک مشت دلار»، «به خاطر چند دلار بیشتر» و «خوب، بد، زشت») روح تازه ای به گونهٔ وسترن دمیده شد و زیرگونهٔ تازه ای تحت عنوان وسترن اسپاگتی به وجود آمد.

سینماگرانی چون سام پکین پا، آلخاندرو خودوروفسکی، رابرت رودریگوئز و کوئنتین تارانتینو از آن تأثیر گرفتند (تا آنجا که تارانتینو «خوب، بد، زشت» را “محبوب ترین فیلمش” می نامد)، ضمن این که موسیقی های شگفت انگیز انیو موریکونه برای این فیلم ها را شاید بتوان مشهورترین موسیقی های فیلم جهان نامید.

فیلم یک مشت دلار (به ایتالیایی Per un Pugno di Dollari) تولید 1964، بر پایه فیلمی از آکیرا کوروساوا در ژانر سامورایی است به نام یوجیمبو (1961) بود.

فیلم او با یک مشکل قانونی از طرف کارگردان ژاپنی آن روبرو شد. با وجود اینکه خود فیلم کوروساوا هم از داستان Red Harvest نوشته داشیل هامت، دشیل همت (به سال 1929) برداشت شده بود.

این فیلم همچنین سکوی پرتابی برای کلینت ایستوود بود، تا آن زمان ایستوود در چند فیلم تلویزیونی آمریکایی ایفای نقش کرده بود.

سرجو لئونه

نگاه فیلم یک مشت دلار که در اسپانیا فیلم برداری شده بود به چشم اندازی خشن و پیچیده ای از غرب وحشی در آمریکا اشاره داشت.

این فیلم ادای احترامی بود به سینمای وسترن آمریکا، اما به طور قابل توجه ای در خط سیر داستان، طرح، خصوصیات و خلق و خوی آن ها متمایز بود.

دستاوردهای او اعتباری بزرگ برای این ژانر به دنبال داشت: در فیلم های سنتی غربی، تیپ قهرمانان و ضد قهرمانان مانند مدل های مجله مد بود، با تضاد اخلاقی بسیار واضح و آشکار، حتی معمولاً قهرمانان با کلاه های سفید و ضد قهرمانان با کلاه های سیاه دیده می شدند (بغیر از موفق ترین «کابوی سنتی غربی» – هوپالانگ کسیدی، که شنل سیاهی سوار بر اسبی نحیف داشت).

شخصیت های لئونه در تضاد با هم بیشتر واقع گرایانه و کامل کننده بودند.

معمولاً شخصیت «گرگ تنها» با صورتی اصلاح نکرده، لباس کثیف و رفتاری مجرمانه دیده می شد.

شخصیت ها یا به ظاهر بخشنده و مهربان بودند یا خشن، اما مبهم و گیج کننده بودند.

بعضی از منتقدین به شوخی و کنایه اشاره به کارگردانی داشتند که حتی نمی تواند انگلیسی صحبت کند، حتی یک بار هم آمریکا را ندیده، چه رسد به غرب وحشی اما به تنهایی تعریف و دید جدیدی از گاوچران های آمریکایی را ارائه کرده است.

به گفته کریستوفر فرایلینگ در کتاب Something to do with Death، لئونه چیزهای زیادی دربارهٔ غرب وحشی می دانست، او رؤیای مسحور کننده کودکیش را با فیلمهایش به بزرگسالیش منتقل کرده بود.

دو فیلم بعدی لئونه، به خاطر چند دلار بیشتر (1965) و خوب بد زشت (1966)، کامل کننده سه گانه مردی بدون نام (به انگلیسی: Man with No Name) (با نام مستعار سه گانه دلار) بودند که هر کدام بهتر و تکمیل تر از فیلم قبلی خود از آب درآمدند.

موسیقی نوآورانه فیلم به وسیلهٔ انیو موریکونه و با همکاری نزدیک با لئونه نوشته و تهیه شد.

به علاوه کلینت ایستوود، هم با این فیلم ها ماندگار شد بعداً ایلای والاک، لی وان کلیف و کلاوس کینسکی هم به این فهرست پیوستند.

زندگینامه سرجیو لئونه

روزی روزگاری در غرب بهترین فیلم لئونه

بر پایه موفقیت سه گانه مردی بدون نام، لئونه در سال ۱۹۶۷ به آمریکا دعوت شد تا فیلم روزی روزگاری در غرب را برای کمپانی پارامونت پیکچرز کارگردانی کند.

بیشتر صحنه های این فیلم در آلمریای اسپانیا و چینه چیتا در رم فیلم برداری شد. هم چنین بعضی صحنه ها هم در دره یادبود در ایالت یوتا برداشت شدند.

در این فیلم چارلز برانسون، هنری فوندا، جیسون روباردز و کلودیا کاردیناله شرکت داشتند.

در روزی روزگاری در غرب بسیاری از سبکهای فیلم های وسترن غربی مانند خشونت، اسطوره و مدیتیشن با هم ادغام شدند.

فیلمنامه این فیلم به وسیلهٔ لئونه و دوست و یاور قدیمی اش، سرجو دوناتی، بر اساس داستانی از برناردو برتولوچی نوشته شد.

هر دوی آن ها به کارگردان های مهمی تبدیل شدند. قبل از انتشار آن، این فیلم بی رحمانه توسط پارامونت ویرایش شد، که شاید به فروش آن در گیشه در ایالات متحده لطمه زیانباری زد، با این وجود، به موفقیت عظیمی در اروپا دست یافت، و به فروش نزدیک به سه برابر بودجه ۵ میلیون دلاری خود در میان مخاطبان فرانسوی دست یافت و بسیار در میان دانشجویان سینما در آمریکای شمالی ستایش شد.

این فیلم توسط بسیاری به عنوان بهترین فیلم لئونه لقب گرفت.

بعد از فیلم روزی روزگاری در غرب، لئونه فیلم یک مشت دینامیت با نام اصلی !Duck, You Sucker را در سال 1971کارگردانی کرد.

لئونه صرفاً قصد برای تهیه کنندگی این فیلم را داشت، اما با توجه به اختلاف سلیقه های هنری، از لئونه خواسته شد جای پیتر بوگدانوویچ این فیلم را کارگردانی کند.

یک مشت دینامیت، فیلمی در ژانر اکشن درام، دربارهٔ انقلاب مکزیک بود که در آن جیمز کابرن در نقش یک انقلابی ایرلندی و راد استایگر در نقش یک راهزن مکزیکی که بعداً به یک انقلابی تبدیل شد، ایفای نقش کردند.

او در سال 1973 تهیه کنندگی فیلم به من میگن هیچ کس ساخته تونیو والری را بر عهده گرفت و بخش هایی از صحنه های ابتدایی و انتهایی آن را نیز کارگردانی کرد.

او بعد از ساخت فیلم روزی روزگاری در آمریکا مشغول تحقیق و پیش تولید فیلمی دربارهٔ نبرد لنینگراد در جنگ جهانی دوم بود که با مرگ او در شصت سالگی بر اثر سکتهٔ قلبی در سال 1989در رم این پروژه به انجام نرسید.

بیوگرافی کامل سرجو لئونه

سرجو لئونه تنها هفت فیلم ساخت، یک فیلم تاریخی، پنج وسترن و یک فیلم گانگستری در آخرین سال های عمرش (یک وصیت نامه شگفت انگیز: «روزی روزگاری در آمریکا»).

حکایت فیلم سازی لئونه با به پایان رساندن فیلم «آخرین روزهای پمپی»(1959) آغاز شد که با بیمار شدن ماریو بونار، کارگردان فیلم، کار به لئونه واگذار شد؛ اما اولین فیلمی که لئونه به تنهایی ساخت، باز مایه ای تاریخی داشت: فیلمی پرهزینه اما به غایت ناموفق به نام «مجسمه عظیم رودز» (1961) که در صحبت از کارنامه لئونه، به کل نادیده گرفته می شود و نمایش تازه این فیلم فراموش شده در انستیتو فیلم بریتانیا نشان می دهد که این فراموشی بی دلیل نیست.

اما فقط سه سال بعد، لئونه با «به خاطر یک مشت دلار»، حضور تازه ای را رقم می زند.

هرچند قدرت کارگردانی لئونه در این فیلم با دو قسمت بعدی این سه گانه قابل مقایسه نیست، اما بااین حال تفاوت قدرت فیلم سازی و جهش قابل توجه لئونه در قیاس با فیلم اولش، حیرت انگیز است: یک بازسازی وسترن از «یوجیمبو»ی کوروساوا که یک قهرمان ساکت و تنها را در برابر یک عده تبهکار قرار می دهد و بازیگرش، کلینت ایستوود را به ابرستاره سینمای وسترن بدل می کند.

اگر کارل تئودور دریر در «مصائب ژاندارک» (1928)، استفاده ممتد از نمای نزدیک را به سینما هدیه کرد تا بتوان از طریق چشم ها به درون شخصیت نفوذ کرد، چند دهه بعد، لئونه در فیلم هایی کاملاً متفاوت و با حال و هوایی اکشن، دوربین خود را به صورت بازیگرانش نزدیک تر کرد تا نماهای نزدیک چشم ها به امضای او بدل شوند.

جسارت لئونه در پشت پا زدن به قواعدی بود که ژانر وسترن را شکل می داد.

این بار فیلم ساز عجله ای در روایتش ندارد و برخلاف هالیوود که غالباً در قیدوبند داستان گویی اش است، ذات اروپایی خود را نمایان می کند: هر بار یک داستان سرراست چندخطی را گسترش عرضی می دهد و ازاین رو در فیلمی با ظاهری متفاوت از سینمای روشنفکرانه اروپا، با سینمای مدرن دهه شصت ایتالیا (از آنتونیونی تا فلینی) و فرانسه (از آلن رنه تا ژاک ریوت) پیوند می خورد.

در این وسترن های سرگرم کننده، چهره انسان به مسئله اصلی فیلم ساز بدل می شود و دوربین عریض او از طریق صورت هایی سرد و خشن به درون مردانی تنها نفوذ می کند که زن ها در زندگی آنها جایی ندارند.

سکانس آغازین «روزی روزگاری در غرب» (1968) اوج این سبک و سیاق را به نمایش می گذارد: در سکانسی که بیشتر از ده دقیقه طول می کشد، سه نفر در یک ایستگاه خلوت منتظر کسی هستند تا از قطار پیاده شود تا او را بکشند.

به جز چند ثانیه آخر- تیراندازی- درواقع هیچ اتفاق دیگری در این سکانس طولانی نمی افتد، اما استادی لئونه در پرداخت نفس گیری است که از هیچ، همه چیز خلق می کند.

می گویند وی دو حسرت بزرگ در زندگی اش داشته است. یکی آزردن مادرش بوده و دیگری از دست دادن پروژه بزرگی چون «پدرخوانده».

هرچند او با ساخت «روزی روزگاری در آمریکا» اثری در همان قد و قواره و تا حدودی با همان حس و حال را ساخت اما همیشه حسرت آن را می خورد که چرا «پدرخوانده» را او نساخته است.

سرجو لئونه در سال ۱۹۸۹ در سن ۶۰ سالگی درگذشت. تأثیرات سینمای لئونه هنوز هم در آثار بسیاری از فیلم سازان صاحب نام امروزی چون کلینت ایستوود، برادران کوئن، کوئنتین تارانتینو و خیلی های دیگر قابل رؤیت است و هیچ کس جرئت آن را ندارد که از تاریخ سینمایی بگوید که نام لئونه در آن خالیست.

فیلم شناسی سرجیو لئونه

1. مجسمه غول پیکر جزیره ی رودز (1961)

کارگردان: سرجیو لئونه

نویسندگان فیلمنامه: انیو د کونچینی ، لوچیانو مارتینو ، کارلو سچا ، آجه کاویولی ، لوچیانو کیتارینی ، دوچو تساری و سرجیو لئونه

تهیه کنندگان: پروسکا (مادرید) ، انجمن تهیه کنندگان سینما (رُم)

گروه فیلمبرداری: آنتونیو  ل. بالستروس ، امیلیو فوریسکوت ، ماریانو روییز کاپیلاس ، ادواردو نوئه

تدوین: ارالدو دا روما

موسیقی متن: آنجلو فرانچسکو لاوانینو

بازیگران: روری کالهون ، لئا ماساری ، ژرژ مارشال ، میبل کار ، کنرادو سان مارتین ، آنخل آراند ، خورخه ریگاد ، روبرتو کاماردیل ، میمو پالمارا و …

زمان فیلم: 145 دقیقه (نسخه کامل) و 123 دقیقه (نسخه کوتاه شده)

2به خاطر یک مشت دلار (1964)

کارگردان: سرجیو لئونه (با نام مستعار رابرت رابرتسن)

نویسندگان فیلمنامه: ویکتور  ا . کاتنا ، دوچو تساری و سرجیو لئونه (بر اساس فیلم یوجیمبو ساخته ی آکیرا کوروساورا )

تهیه کنندگان: هاری کلمبو و جرج پاپی برای جولی فیلمز ، اوشو پروداکشنز ، کنستاتین فیلم (مونیخ) مدیر فیلمبرداری: جک دالماس (ماسیمو دالامانو)

تدوین: باب کینتل

موسیقی متن: انیو موریکونه

بازیگران: کلینت استیوود ، ماریانه کخ ، جان ماریا ولونته ، ولفگانگ لاکشی ، یوزف اگر ، خوزه کالوو ، مارگریتا لوتسانو و …

زمان فیلم: 95 دقیقه

3. به خاطر چند دلار بیشتر (1965)

کارگردان: سرجیو لئونه

نویسندگان فیلمنامه: فولویو مورسلا ، لوچیانو وینچنتسونی و سرجیو لئونه (بر اساس داستانی از فولویو مارتسلا و سرجیو لئونه)

تهیه کنندگان: آلبرتو گریمالدی برای P.E.A  (رم) ، آرتورو گونزالس (مادرید) ، کنستانتین فیلم (مونیخ) ، یونایتد آرتیستز (پخش جهانی)

گروه فیلمبرداری: ماسیمو دالامانو ، ادواردو نوئه ، آلدو ریچی

تدوین: ایوجینو آلابیزو ، جورجو سرالونگا ، آدریانا نوولی

موسیقی متن: انیو موریکونه

بازیگران: کلینت استیوود ، لی وان کلیف ، جان ماریا ولونته ، یوزف اگر ، رزمری دکستر ، لوییجی پیستیلی ، کلاوس کینسکی ، ماریا کروپ ، ماریو بره گا و …

زمان فیلم: 130 دقیقه

 ۴. خوب ، بد ، زشت (1966)

کارگردان: سرجیو لئونه

نویسندگان فیلمنامه: آجه ، اسکارپلی ، لوچیانو وینچنتسونی و سرجیو لئونه

تهیه کنندگان: آلبرتو گریمالدی برای اتحادیه تهیه کنندگان اروپا (رم) و یونایتد آرتیستز (پخش جهانی)

گروه فیلمبرداری: تونینو دلی کولی ، فرانکو دی جاکومو ، سرجو سالواتی

تدوین: نینو بارالی ، ایوجنیو آلابیزو

موسیقی متن: انیو موریکونه

بازیگران: کلینت ایست وود ، لی وان کلیف ، ایلای والاک ، آلدو جوفره ، رادا راسیموف ، ماریو بره گا ، لوییجی پیستیلی ، لیویو لورنتسو ، ال مولاک و …

زمان فیلم: 180 دقیقه (نسخه کامل) ، 148 دقیقه (نسخه فرانسوی) ، 161 دقیقه (نسخه انگلیسی)

5. روزی روزگاری در غرب (1968)

کارگردان: سرجیو لئونه

نویسندگان فیلمنامه: سرجیو لئونه و سرجو دوناتی بر اساس داستانی از سرجیو لئونه ، برناردو برتولوچی و داریو آرجنتو

تهیه کنندگان: فولویا مورسلا برای رافران ، سان مارکو (رم) و پارامونت (پخش جهانی)

گروه فیلمبرداری: تونینو دلی کولی ، فرانکو دی جاکومو ، جوزپه لانچی

تدوین: نینو بارالی

موسیقی متن: انیو موریکونه

بازیگران: چارلز برانسون ، هنری فاندا ، جیسن روباردز جونیور ، کلودیا کاردیناله ، گابریله فرتستی ، کینان وین ، فرانک وولف ، پائولو استوپا ، مارکو تسو آنلی و …

زمان فیلم: 170 دقیقه (نسخه کامل) ، 164 دقیقه (نسخه فرانسوی) و 155 دقیقه (نسخه انگلیسی)

6. سرت را بذرد احمق (1971)

کارگردان: سرجیو لئونه

نویسندگان فیلمنامه: سرجیو لئونه ، سرجو دوناتی و لوچیانو وینچنتسونی

تهیه کنندگان:  ران رافران (رم) ، سان مارکو (رم) ، آریان (پاریس) و یونایتد آرتیستز (پخش جهانی)

گروه فیلمبرداری: جوزپه روتسولینی ، فرانکو دلی کولی ، ایلدمو سیمونلی ، الساندرو روسولینی

تدوین: نینو برالی ، روسانا مایوری

موسیقی متن: انیو موریکونه

بازیگران: راد استایگر ، جیمز کابرن ، رومولو والی ، ماریا مونتی ، ریک باتالیا ، فرانکو گراتسیوزی ، آنتونیو دومینگو ، گوفردو پیستونی ، جولیو باتیفری و …

زمان فیلم: 160 دقیقه (نسخه کامل) ، 140 دقیقه (نسخه انگلیسی)

7. روزی روزگاری در آمریکا (1983)

کارگردان: سرجیو لئونه

نویسندگان فیلمنامه: لئوناردو بنونوتی ، پی یرو برناردی ، انریکو مدیولی ، فرانکو آرکالی ، فرانکو فرینی و سرجو لئونه

تهیه کنندگان: آرنون ملیکان

گروه فیلمبرداری: تونینو دلی کولی ، کارلو توفونی ، آنتونیو اسکاراموتسا ، ساندرو باتالیا ، کرشنتسو نوتاریله

تدوین: نینو برالی ، الویرا تونینی ، اورنلا کریستولینی ، پاتریشیا چرازینی ، گیرجی ونتورولی

موسیقی متن: انیو موریکونه ، اروینگ برلین (خدا آمریکا را حفظ کند) ، جرج گرشوین (وقت تابستان) ، کول پورتر (شب و روز) ، جان لنون و پل مکارتنی (دیروز) ، جی ام لاکالا (آماپولا) ، روسینی (اوورتور )

بازیگران: رابرت دنیرو ، جیمز وودز ، الیزابت مک گاورن ، تریت ویلیامز ، تیوزدی ولد ، برت یانگ ، جو پشی ، دانی آیه لو ، ویلیام فورسایت ، جیمز هیدن و …

زمان فیلم: 420 دقیقه (نسخه کامل) ، 135 دقیقه (نسخه پخش شده)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.